یک ترجیع بند در رثای امیرالمومنین(ع)

چهره خورشید عیان می شود

عالم فرسوده جوان می شود

جان نبی فخر جهان می شود

شاه زمین شاه زمان می شود

نام علی ورد زبان می شود

هر چه خدا خواست همان می شود


دل به هوای حرمش راغب است

مست علی ابن ابیطالب است


روز ازل نام تو را خوانده بود

بر همه ی ارض و سما خوانده بود

ذکر تو بر سینه ی ما خوانده بود

غیر تو را کی و کجا خوانده بود

دست تو را دست خدا خوانده بود

فاطمه را کفو شما خوانده بود


دل به هوای حرمش راغب است

مست علی ابن ابیطالب است


گم شده شب در شب گیسوی تو

روشنی صبح دل از روی تو

باز کنم قبله ی دل سوی تو

تا که ببینم خم ابروی تو

من بفدای بر و بازوی تو

چرخش شمشیر و هیاهوی تو


دل به هوای حرمش راغب است

مست علی ابن ابیطالب است