(به سفارش خبرگزاری دانشجو)

لینک مقاله

تاریخ انقلاب مملو است از حضور افرادی که در لباس دینداری و خیر خواهی سعی کرده اند به خواسته های نفسانی خود برسند .کسانی که حقوق بشر را لقلقه ی زبان ساختند و سعی کردند با رخنه در افکار و اعمال مخاطبان مورد نظرشان ، ایدئولوژی مورد نظر خود و هم فکرانشان را به پیش ببرند .

اما در این میان شاید کمتر کسی را دیده باشید که بی مهابا و با اعتماد به نفسی خاص ، به نام حقوق بشر و به نام عدالت و به نام .... ، پایه های اعتقادی خویش را زیر سؤال برد و آن ها را قدیمی و تاریخ گذشته بخواند ....

محسن کدیور :

در سال 1338 در فسا و در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد . اولین بازداشت او در اردیبهشت ماه سال 1357 و در جریان پیروزی انقلاب بود . بازداشت بعدی وی نیز بیست سال بعد به  علت نشر اکاذیب علیه نظام و تشویش اذهان عمومی بود ! در سال 1358 در مقاله ای با نام" امام را از چنگال قدر ناشناسان نجات دهیم" که در نشریه سروش منتشر شد علیه اتحاد سه گانه آیت الله شهید بهشتی و  خامنه ای و  رفسنجانی متن تندی می نویسد .  در سال 1359 در رشته ی مهندسی برق در دانشگاه شیراز پذیرفته شد . در جریان اشغال سفارت آمریکا حضور داشت و هم زمان با آغاز جنگ تحمیلی و روانه شدن خیل عظیم مردم به سمت جبهه برای تحصیلات حوزوی به قم رفت ! این جا سرآغاز آشنایی نزدیک وی با حسینعلی منتظری بود .وی برادر زن عطاءالله مهاجرانی (وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اصلاحات و از معاندان کنونی نظام که در خارج از کشور زندگی می کند ) می باشد .

وی مورد توجه حلقه ی کیان که اکبر گنجی و محسن سازگارا بنیان گذاران آن بودند قرار می گیرد . علل گوناگونی برای این انتخاب ذکر شده است ، اما مهم ترین آن فضای ذهنی کدیور بود که بیشتر به سمت مکتب های غربی متمایل بود و اسلام را در تناقض با حقوق بشر می دید .

به طور خاص فعالیت های محسن کدیور همراه با شکل گیری دولت اصلاحات نمود بیشتری می یابد . کدیور با استمداد  از رسانه های شفاهی و نوشتاری اقدام به بیان مواضع و افکار خود می پردازد . افکاری که همه آن ها یک هدف را دنبال می کردند و آن سست نمودن پایه های دین برای جدایی متن جامعه از انقلاب و گم شدن دین در فرهنگ مردم . بد نیست به نمونه هایی از اقدامات وی اشاره کنیم :

-        در شب 23 ماه رمضان سال 1384 شمسی در سخنرانی ای تحت عنوان «چرا تشیع» علت شیعه بودن خود را درست تر بودن قرائت امامان نسبت به دیگران دانست و نه منتخب بودن ایشان از جانب پروردگار .

-        در محرم 1384 در دو سخنرانی تحت عنوان " بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی " و " سیری در ادعیه سید الشهداء از عرفه تا عاشورا " نیز به گزینش نمونه های عینی برای نظریه خود پرداخت .

-        در جلسه ی دیگری در همان سال زیارت جامعه کبیره را هم از نظر سند و هم از دیدگاه دلالت فاقد هرگونه اعتبار معرفی کردند .

-        شب 23 رمضان سال 1384 شمسی کتاب اصول کافی را که از منابع اعتقادی شیعه محسوب می شود را از پایه بی اساس جلوه می دهد .

-        در سال 1385 مقاله ای را با نام " قرائت فراموش شده : بازخوانی نظریه ی علمای ابرار " منتشر می کند که علی رغم وارد شدن نقدهایی بسیار از سوی علمای دین ، وی حاضر به جواب دادن به هیچ کدام از آن ها نشده است .

-        در گفت و گوی هفتگی خود با شبکه ی ماهواره ای هما به بحث در مورد حجاب می پردازد و شبهاتی را در باب پوشش وارد مطرح می سازد .

کدیور تا سال 1386 در دانشگاه تربیت مدرس مشغول تدریس بود ولی به علت نظریه پردازی علیه مبانی و پایه های شیعه که برخی از آن ها ذکر شد از ادامه تحصیل در دانشگاه محروم می شود . بعد از آن به آمریکا می رود و ابتدا در دانشگاه ویرجینیا و سپس «دوک» مشغول به تدریس می گردد .

فعالیت های محسن کدیور از ابتدا تا قبل از فتنه 88 یک طرف و اقدام به نظریه پردازی در پارادایم دشمن در جریان فتنه و تلاش برای به ثمر رساندن این جریان یک طرف . به عنوان مثال وی در مقاله ای تحت عنوان " جنبش سبز در چهار راه دموکراسی " به تخطئه امام راحل می پردازد . کدیور در این مقاله با تقسیم مطالبات ملت ایران به چهار نوع جمهوری ؛ یعنی جمهوری اسلامی واقعا موجود ، جمهوری اسلامی با قرائت متعارف و معقول قانون اساسی ، جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه ، و بالاخره جمهوری سکولار مدعی شد که حرف امام مبنی بر حفظ نظام از اوجب واجبات است و هم چنین اصل ولایت مطلقه فقیه مصداق استبداد دینی است . وی در این مقاله آورده است " در رژیم مطلوب من ولایت فقیه مطلقا نقشی ندارد (اعم از مطلقه و مقیده ، انتصابی و انتخابی ، نظارتی و دخالتی). " وی مسیر حرکت موسوی را درست خوانده و بیانیه های وی را خواسته های اولیه جنبش می داند .

وی در مصاحبه ای با مجله ی اشپیگل حمایت خود را از جنبش به اصطلاح سبز اعلام می کند و در عین حال حکومت جمهوری اسلامی را حکومتی شکست خورده قلمداد می کند و ادعا می کند که کشور من به سوی یک دیکتاتوری نظامی پیش می رود .

و قس علی هذا از این مواردی که می توان در زندگی سیاسی کدیور یافت و مجال بیان آن نیست .

اما نکته ی قابل تامل و اساسی که در صحبت ها و مواضع کدیور و  امثال وی وجود دارد و بایستی حداقل از سوی ما  مورد توجه قرار گیرد ،موضوع ولایت مطلقه فقیه است ( البته اهمیت سایر اصول و اعتقادات شیعه را که مظلوم واقع شده اند و مورد حمله همین طیف قرار می گیرند را منکر نمی شوم .)؛ چرا که شمار زیادی  از قشر ارزشی و تحصیل کرده امروزی ، در مورد ریشه های دینی آن یا اطلاعی ندارند و یا اطلاعاتشان ناقص است و دردی را مداوا نمی کند .چه خوب است که قدری به این رکن اساسی نظام جمهوری اسلامی بیشتر عنایت داشته باشیم .